X
تبلیغات
پایگاه اینترنتی : دانش بینش اندیشه - مضرات مشروبات الکلی و علت حرام شدن (تحریم ) آن
مضرات مشروبات الکلی و علت حرام شدن (تحریم ) آن در اسلام

مشروبات الكلي مست كننده، حرام و نجس است و خوردن كم يا زياد آن فرقي نمي كند.
 
 قرآن صريحاً آن را رجس و پليد و از عمل شيطان مي داند:
 
 "انّما الخمر و الميسر و الأنصاب و الأزلام رجِْس مِن عمل الشيطان:
 
شراب و قمار و بت ها، همه پليد هستند و از اعمال شيطان محسوب مي شوند .

در روايات از آن بسيار مذمت شده، حتي نشستن سر سفره اي كه در آن شراب باشد، تحريم شده است.
 
 به قول امام صادق(ع) تمام انبياء خمر را حرام كرده اند و پيامبر(ص) فرمود:
 
"خمر و ايمان در يك قلب جمع نمي شود". 
 
يعني كسي كه شراب مي نوشد، مؤمن نيست و نور ايمان از قلب او زدوده مي شود.

از خمر به عنوان "ام الفواحش" (مادر بدي ها) و "امّ الخبائث" (ريشة پليدي ها) و
 
 "مفتاح الشرّ" (كليد شرّ) ياد شده است. اگر كسي خمر بنوشد، تا چهل شبانه روز نماز او قبول نيست . شرابخوار از نظر اخلاقي فاسق و گناهكار است.
 
 
نوشيدن حتي يک قطره شراب نيز حرام است!
 
از امير المؤمنين علي عليه السلام روايت است که آنچه زيادش حرام شده کمش نيز حرام است‎ .

 
روايات حرمت شراب مقدار و کميت براي حرمت آن تعيين نکرده اند يعني‎ ‎به طور مطلق حرام کرده اند پس ‏حرمت شرعي هم شامل يک قطره مي شود و هم شامل‎ ‎بيش از يک قطره‎ .
 
ممکن است بگوييد علت حرمت معلوم است و آن ايجاد مستي و زوال عقل است و علت با يک قطره ايجاد نمي ‏شود پس يک قطره اشکال ندارد‎ !؟

پاسخ اين است که اولاً بر فرض اينکه مست کنندگي علت حکم حرمت شراب باشد با‎ ‎اين حال
 
دليل بر حليت يک ‏قطره نمي باشد زيرا ادله ي حرمت مطلق است و شراب‎ ‎را به طور مطلق
 
 حرام کرده است و هيچ جا نيامده که ‏مقداري که موجب مستي شود‎ ‎حرام است و مقداري که
 
 موجب مستي نشود حلال‎ از اين گذشته اگر فرضاً به حکم عقل گفتيم يک قطره شراب اشکال
 
ندارد‎ حال اين سؤال پيش  مي آيد که دو قطره چي؟ اگر حلال است بر چه اساس و اگر حرام است چرا؟‎ چرا يک قطره حلال باشد اما دو قطره حرام؟‎

سه قطره و چهار قطره و... چه؟‎

اگر حلال است اين قطره ها تا چه اندازه برسد حرام مي شود؟‎

اگر ملاک آن رسيدن به حد مستي است چگونه مي توان حد آن را بدون مست شدن به‎ ‎دست آورد طوري که هم حد ‏آن به دست آيد و هم آلوده به گناه نشويم؟‎

و آيا اين حد هميشه و در همه حال و براي همه ثابت و يکسان است؟‎

مسلماً نه مي توان ملاک و ميزان ثابتي براي حرمت تعيين کرد و نه تفاوتي بين يک قطره و چند قطره ممکن است بگوييد ملاک آن مي تواند مقداري باشد که عرفاً موجب مستي مي شود.‏
 

اما آيا در اين مورد عرف مي تواند ملاک و ميزان دقيقي باشد؟

توجه داشته باشيد که خوردن شراب صرفاً موجب عذاب اخروي نيست بلکه حد شرعي نيز دارد (تازيانه). هر ‏کسي مي تواند بگويد من کمتر از مقداري که عرفاً مست کننده بود خوردم ولي مست شدم!‏ به خاطر اين تبعات و بسياري تبعات ديگر است که اسلام آن را از اصل حرام کرده است تا علاوه بر اين مشکلات ‏باب گناه و تجري (جرأت سرپيچي از امر مولا پيدا کردن) نيز باز نشود.‏ علاوه بر اين اگر حکم به حليت يک قطره و چند قطره شود ديگر بسياري از‎ ‎احکام مرتبط با حکم شراب تغيير ‏خواهد کرد و باب بسياري از مسايل باز خواهد‎ ‎شد‎ .

ديگر احکام و رواياتي که به حرمت خريد و فروش انگور براي توليد شراب و‎ ‎حرمت توليد، نگهداري، خريد و ‏فروش شراب و حرمت بسياري از اعمال مرتبط با‎ ‎آن مي کنند لغو خواهد شد‎.
 

چون همه ي آن ها مي تواند براي استفاده قطره اي باشد که بر فرض ما حلال است‎

حتي ساخت کارخانه هاي عظيم شراب حلال مي شود چون مليون ها نفر حق دارند که
 
 از قطرات حلال شراب ‏استفاده کنند‎ مي بينيد که چه تبعات و مفاسدي در پي حکم به حليت
 
حتي يک قطره شراب است‎ آيا عقل چنين حکمي را روا مي داند؟
 

ملاك در حرمت خمر آثار و مفاسدي است که در آن نهفته است، كه يكي از آن ها مي تواند
 
 زائل شدن عقل باشد. هر حكم در اسلام، دليلي دارد. اين را علماي اسلام به اين ترتيب بيان
 
 مي كنند كه در هر دستوري از اسلام، حكمت يا حكمت هايي نهفته است. به تعبيري كه
 
علماي فقه و اصول مي گويند: احكام تابع مصالح و مفاسد واقعي است؛ يعني اگر اسلام چيزي
 
 را حرام كرده، چون مفسده اي داشته، حرام كرده است؛ خواه مفسدة جسمي باشد،
 
 خواه روحي؛ خواه به زندگي فردي بستگي داشته باشد، و خواه به زندگي اجتماعي.
 
 در هر حال ضرري در آن بوده كه حرام شده است ... ممكن است براي   چيزي كه
 
حرام شده است، ده ها خطر وجود داشته باشد و امروز علم يكي از آن ها را كشف كرده
 
و بقيه هنوز مانده باشد. علم، پني سيلين را كشف و آثارش را بيان مي كند و تمام مردم
 
 به آن روي مي آورند. بعد از چند سال متوجه مي شوند ضررهايي هم دارد و لااقل
 
براي همه مريض ها تجويز نمي كنند. علم، گوشه اي را كشف مي كند و گوشة ديگر
 
پنهان مي ماند. خيلي از چيزها است كه انسان خيال مي كند آن اثر را در او ندارد،
 
ولي در واقع همان اثر را مي گذارد، ولي خودش متوجه نمي شود. . .
 

    *
      مضرات مشروبات الکلي

    *
       مصرف الکل بر بينايي تآثير ميگذارد. سلولهاي چشم به طور طبيعي براي حفظ بينايي نياز به ويتامين A دارند. با نوشيدن الکل اين ويتامين براي تبديل الکل به انرژي مصرف ميشود و در اثر کمبود آن، هنگام شب، ديد چشم دچار اختلال شده و تار ميگردد.
    *
      مصرف الکل ميتواند موجب بالا رفتن فشار خون، وارد شدن آسيب به عضلات قلب و سيروز و هپاتيت کبدي گردد. الکل ميتواند خطر ابتلا به سرطان دهان، حلق و مري را افزايش داده و باعث آسيب زدن به ديواره معده و روده گردد. آسيب وارده به معده و روده ميتواند در نهايت موجب تضعيف جذب قدرت مواد مغذي توسط بدن شود.

 

    *
       الکل يک ماده ادرار آور است و ميتواند سبب کم آبي سلولهاي بدن شود. با دفع ادرار، همراه با آب، ويتامينها و مواد معدني از جمله ويتامينهاي B، C، منيزيم، کلسيم، روي و پتاسيم از بدن خارج ميشوند. با مختل شدن عمل جذب اسيد فوليک، به علت مداخله الکل در سوخت و ساز ويتامينها، از دريافت اين ويتامين توسط بافتهاي بدن جلوگيري ميشود. کمبود ايد فوليک ميتواند موجب کم خوني، سستي و بيحالي و ضعف جسمي و روحي گردد.

 

    *
      يکي از عوارض تجزيه الکل در بدن تخريب ويتامين B6 ميباشد. در نتيجه اين تخريب فرد ممکن است دچار کم خوني، خستگي، تمرکز ضعيف، سستي و بيحالي گردد.
      

    *
      با تداوم مصرف الکل سلولهاي کبد ديگر قادر به استفاده از ويتامين D نيستند در حالي که اين ويتامين براي سلامتي استخوانها، دندانها و براي توليد چندين هورمون ضروري ميباشد. لذا مصرف ا لکل بر فرآيندهاي داخلي بدن تأثير سوء ميگذارد.

.........................................................................................................


مشروبات الکلى بر خلاف بسيارى از منکرات، به پنج دليل از محرّمات و خبائث شمرده مى شود:

دليل اول - کتاب (قرآن)
در قرآن کريم آيات فراوانى وجود دارد که حرمت مشروبات الکلى را به زبان کنايه و يا موردى بيان مى کند، ولى ما به صريح ترين آنها مى پردازيم:

1 - «انّما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون؛(1) تحقيقاً شراب و انواع قمار و بت پرستى و يا سنگ هايى که براى قربانى نصب شده و چوبه هاى قرعه (براى کشف امور غيبى)، پليدى از کارهاى شيطان است، از آن دورى گزينيد، شايد رستگار شويد.»

2 - «انما يريد الشّيطان ان يوقع بينکم العداوة و البغضاء فى الخمر و الميسر...؛(2) شيطان مى خواهد کينه توزى و دشمنى را از طريق شراب و قمار در ميان شما بيفکند و تضادهاى داخلى را تشديد نمايد و شما را از ياد خدا و نماز باز دارد، آيا باز هم دست از آن بر نمى داريد.»

3 - «يسئلونک عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم کبير و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما؛(3) تو را از شراب و قمار مى پرسند، بگو: در آن دو گناهى بزرگ است و سودهايى براى مردم و گناهشان از سودشان بيشتر است.»(4)

دليل دوم - احاديث نبوى و علوى (سنت)
در مجامع شيعه و سنّى، اين حديث معروف است که پيامبر اکرم (ص) ده گروه را لعنت کرده است که به گونه مستقيم يا غير مستقيم در شراب سازى دخالت دارند: 1 - کسى که درخت انگور را به نيت شراب غرس کند؛ 2 - آن که بدين قصد از درخت تاک پاسدارى نمايد؛ 3 - خريدار مشروبات؛ 4 - فروشنده آن؛ 5 - کسى که مى نوشد؛ 6 - کاسبى که از شراب فروشى پولى به دست مى آورد؛ 7 - فشار دهنده انگور به انگيزه ساختن شراب؛ 8 - افرادى که مشروبات را حمل و نقل مى کنند؛ 9 - تحويل گيرنده آن؛ 10 - ساقى يا کسى که شراب براى ديگرى مى برد.(5)

در اسلام هيچ گناهى تا اين حد نکوهيده نشده است. پيامبر (ص) به حضرت على (ع) فرمود: «اگر همه گناهان را در خانه اى جمع کنند، کليد آن شراب است.»(6)

امام على (ع) مى فرمايد: «خداوند شراب و مى گسارى را براى سلامت عقل حرام کرده است.»(7)

امام صادق (ع) نيز فرمود: «اگر کسى دخترش را به شراب خوار بدهد مانند اين است که او را در آتش انداخته است.»(8)

دليل سوم - عقل
برخى از عقلاى جهان به خصوص پزشکان متعهد بر اساس موازين عقلى و علمى و بلکه مشاهدات حسى معتقدند الکلِ مسکِر انسان را از حالت عادى خارج مى سازد و براى مدت زمانى او را در مستى و بى خبرى نگه مى دارد و در اين حالت هرگونه عمل خطرناک و يا شرم آورى از وى امکان صدور مى يابد.

دليل چهارم - اجماع
به اجماع فقهاى شيعه و سنّى، شراب، نجس و حرمت آن محرز است. اکثر عالمان دينى مشروبات را حتى به نام دارو نيز تجويز نمى کنند، چرا که خداوند متعال شفايى در حرام قرار نداده است. تمام فقيهان اسلامى براى شراب خوار اجراى حد شرعى (هشتاد ضربه شلاق) را واجب نموده اند.

دليل پنجم - علوم طبيعى (علم پزشکى)(9)
از نظر علم پزشکى نيز حرمت شراب، محرز است، زيرا کتاب هاى متعددى درباره زيان هاى آن از سوى پزشکان دل سوز نوشته شده است. در اين جا يکى از جامع ترين و به روزترين کتاب هايى را که جمعى از پزشکان در تدوين و يا تصديق بر آن کوشيده اند، منبع قرار مى دهيم و نکاتى را از آن استخراج مى کنيم.

هر چند اصطلاح الکليسم به طور گسترده در محاورات روزمره استعمال مى شود، اما مفهوم آن براى استفاده بالينى بيش از حد وسيع است. مى توان به مصرف بيش از حد الکل، وابستگى (اعتياد) به الکل يا آسيب ناشى از مصرف بيش از حد الکليسم اطلاق کرد. در بعضى منابع علمى ديگر گفته شده است: الکليسم به مفهوم اعتياد به الکل، توصيف و مشخص مى گردد.(10)


.........................................................................................................................................................


زيانهاي جسمي شراب
1.اثر شراب در مغز : الکل ( شراب ) در اثر تاثير در سلولهاي مغز آنرا از کار مي اندازد و چه بسا در اثر پاره شدن رگهاي نازک خوني و يا لخته شدن خونها در مغز و جلوگيري نمودن از جريان عادي خون ، سکته ( ناقص يا کامل ) ايجاد مي گردد و گاهي هم موجب تشنج و صرع و ورم مغز و فشار خون در سر گرديده و توليد فلج در اعضاي بدن مي نمايد.
2.اثر شراب در اعصاب : الکل ( شراب ) موجب توليد امراض مختلفي از قبيل بيماري رعشه ( لرزش دست و پا ) در دستها و پاها و توانائي نداشتن بر کنترل اعضاء و مور مور شدن بدن و ضعف حواس ظاهره و باطنه و دچار شدن به بيخوابي مفرط و ديدن خوابهاي پريشان مي گردد.
3.اثر شراب در معده : الکل ( شراب ) مخاط زبان و حس ذائقه را ضايع و بزاق دهان را کم و ترشح آنرا از نظم مي اندازد و نيز مخاط معده را تحريک و ترشي آنرا کم مي کند و با انعقاد عامل هضم که پيپسين نام دارد چه بسا موجبات استفراغ را که توام با مايعي به نام بلغم که اغلب با لخته هاي خون همراه است ، فراهم ميسازد و امراض مختلف معده و روده و گشادگي زياده از حد معده ، تورم و خراشيدگي روده ها و التهاب جهاز هاضمه ، اسهال هاي سخت و يبوست شديد در اثر لطمه ديدن روده بزرگ ، شخص شرابخوار را تهديد مي کند.
4.اثر شراب در کبد : الکل ( شراب ) جگر را ناتوان و متورم ميسازد و در اثر ضعف و خرابي کبد و صلابت آن با احساس درد و ناراحتي در طرف شکم آغاز ميگردد و چه بسا ممکن است مرض مخصوصي به نام زردي در کليه اعضاي شرابخوار ، حتي در چشمش هويدا ميشود.
5.اثر شراب در گردش خون : الکل ( شراب ) چون قابل مصرف براي کارگاه تن نيست به محض ورود به معده وارد خون گرديده گلبولهاي سفيد خون را از بين برده و در اثر فشارهاي کم توليد سکته مي نمايد.
6.اثر شراب در دستگاه تنفسي : از مهمترين عوارض الکل ( شراب ) در دستگاه تنفس بيماري خانمانسوز سل و تنگي نفس است زيرا که الکل همراه خون وارد ريه ها شده ، مخاط ريه را تحريک کرده آنرا متورم ميسازد و اين تحريک ، کلسيم بدن را از بين برده و عمل ريه را مختل و منجر به مرض سل خواهد گرديد.
7.اثر شراب در کليه ها : طبق آمار موجوده ، صدي نود امراض کليه در اثر اين ماده شوم است زيرا مشروبات الکي در هنگام دفع ، مجاري ادرار را تحريک و توليد عوارض بسيار ناراحت کننده اي از قبيل بيماري سلسلة البول و غيره مي نمايد.
8.اثر شراب در قلب : الکل ( شراب ) چون در خون اثر مي بخشد کم کم آنرا فاسد کرده ، عمل تغذيه اعضاء مختل مي گردد و مقدار زيادي پيه و چربي اطراف قلب را گرفته آنرا سنگين مي نمايد و حجمش را زياد مي گرداند در نتيجه ، حرکات قلب ضعيف ميشود و لذا نبض معتادين به شراب غالبا آهسته يا غير منظم است.
9.اثر شراب در قوه عاقله ( فکر و تفکر ) : مشروبات الکلي اولين عامل جنون است ، آمار دقيق تيمارستانها نشان مي دهد که اغلب ديوانگان کساني هستند که سالهاي دراز عمر خود را با ميخواري به سر برده اند. در کتاب بلاهاي اجتماعي نقل از مجله تندرست مي نويسد : در فرانسه به موجب تحقيقات اطباء دويست هزار نفر ديوانه مشروبات الکلي وجود دارد و نيز مي نويسد هشتاد درصد ديوانگان و چهل درصد از بيماران آميزشي در نتيجه استعمال شراب بوده است . و در انگلستان در اثر تحقيقات دانشمندان به ثبت رسيده که تقريبا نود درصد ديوانگان ، ديوانه مشروبات الکلي مي باشند.
10.اثر شراب در نسل : در کتاب مزبور مي نويسد : الکل در سلولهاي نطفه اثر نامطلوبي نيز مي گذارد چنانچه يکي از اطباء آلمان ثابت نموده که تاثير سوء الکل ( شراب ) تا سه نسل به طور حتم باقي است به شرطي که اين سه نسل الکلي نباشند.
نسل الکلي ( شرابخوار ) همواره رو به نقص بوده و بالاخره به کلي منقطع مي گردد دکتر نالين آمريکائي مي گويد از يک مرد سالم ممکن است يازده طفل به وجود بيايد در حالي که از مرد معتاد به شراب از يک تا سه طفل ( سالم ) به وجود نمي آيد تازه اين فرزندان هم در معرض بيماريهاي مختلفي از قبيل سکته ، صرع ، عصبانيت ، جنون ، عدم رشد قواي عاقله و کم خوني و غيره بوده دائما دچار تشنجات ساير امراض روحي و ناراحت کننده مي شوند.
براي اطلاع بيشتر از زيانهاي جسمي و روحي و اخلاقي و اجتماعي شراب به مجموعه انتشارات انجمن تبليغات اسلامي ، شيطان بطري ، مراجعه شود.
گناهان کبيره جلد 1 صفحه 225 الي 227
تفريح نامشروح يا استعمال شراب
مي گويند نوشابه هاي الکلي خوشي و سرور مي آورد و درد و کسالت را برطرف ميکند ! راست است ولي علتش اين است که عقل و احساس را ضعيف ميکند و در حقيقت نمي گذارد بيمار متوجه کسالت خود بشود.اگرچه هميشه اين طور نيست ، بلکه گاهي به عکس درد و بلا را ظاهر ميکند .
در واقع مست و مخمور مانند ديوانه اي است که خوب و بد را تشخيص نمي دهد يا مانند آدم بيهوشي است که زير دست جراح پاره پاره ميشود و احساس درد نمي کند.
کاش اين خوشي مدتي ادامه ميداشت . اما طولي نمي کشد که نسوج و سلولهاي بدن شروع به سوختن ميکند ، خوشي و سرور تمام ميشود ، سستي و کسالت و خواب مسلط شده ، غصه و بيماري و درد برميگردد.
بيچاره براي کسب نشاط موقت زهر خطرناکي را با يک تغيير نام ( نوشابه ! ) به کمال رغبت سر مي کشد ، غافل از آنکه اين نشاط موقت جز نوعي جنون ، که بر اثر مسموميت خون پيدا ميشود ، چيزي بيش نيست.
الکل به تدريج وارد خون شده در مغز تاثير ميکند ، عمل دماغ را فلج و انسان را بي اراده و شعور را مختل مي نمايد . يعني انساني را از مقام خود به حيوانيت تنزل ميدهد ، اين همان نشاط موقت است . اين همان نتيجه اي است که شارب الخمر براي رسيدن به آن ميگويد : (( دلا ديوانه شو ، ديوانگي هم عالمي دارد )) !!!
قضايا بر خلاف واقع در نظرش جلوه ميکند ، بيگانه را نزديک مي بيند چنانکه همه اسرارش را براي او شرح مي دهد ، نزديک را بيگانه مي يابد چنانکه در حالت بي اختياري و مستي ، پسر به دست پدر مست ، به قتل ميرسد.
مي گويند شراب اشتها را زياد ميکند . بلي اما اشتهاي کاذب را !!!!
مي گويند شراب رنگ صورت را گلگون ميکند.آري ولي مانند سرخي از شرم و خجالت که اين هر دو نشانه آلودگي و طغيان خون است.
يرقان ، ضعف ريه ، اتساع قلب ، سرگيجه ، تصلب شرايين،تنگي نفس ، و فشار خون ، تشمع کبد ، و هزاران بيماري ديگر از تبعات محسوب شرابخواري است.
بيشتر شرابخواران به علت ورم حاد ريه يا خونريزي بيني و پديده هاي آن تلف ميشوند.
ارتعاش ( لرزش) ، خصوصا در انگشتها و زيادي حساسيت پوست از عوارض شراب است و بر اثر حرارت فوق العاده کبد و معده زمينه براي انواع بيماريها ، مساعد ميگردد.
ولي همانطور که گفته شد عوارض روحي آن خيلي بيشتر از بدني است.وسوسه ، اشتباه در حس ، خبط در قضاوت و ضعف نيروي عقلاني و کم شدن حافظه و هذيان گويي ، بي خوابي و خواب هاي وحشتناک از جمله عوارض روحي است که بر اثر نوشابه هاي الکلي پديد مي آيد.
تاثير الکل بر نسل و اولاد
کاش مضرات نوشابه هاي الکلي ( يا اين سهم مهلک ) فقط گريبان شرابخوار را ميگرفت و با اعقاب و فرزندان او کاري نداشت ، ولي بزودي دست بردار نيست تا تبعات خطرناک خود را در نسل او سرايت دهد.
کودکي که از پدر و مادر شرابخوار به دنيا مي آيد رنجور است و کبدش متورم ، کليه اش کوچک ، کمخوني در او مشهود و تعادل سلسله اعصابش محفوظ نيست و به طور کلي کودکي است معيوب ، همچنان که استعداد خاصي براي ابتلا به سل دارد ، مستعد بيماري سرطان نيز است.
به گفته يکي از دانشمندان (( اختلالات عصبي که مشخصه الکلي مزمن است ، نسلهاي بعد از شخص الکلي را هم گرفتار ميسازد ))
الکل روي غدد تناسلي تاثير ميکند و در نتيجه نواقصي در آنها به ظهور ميرساند.بيضه و پروستات معتادان به الکل از تمام بافتهاي ديگر بيشتر الکل به خود جذب ميکند.
دانشمندان اين مسئله را حتي در حيوانات تجربه کرده اند و در يک سلسه آزمايش هاي دقيق ديده اند که بچه سگ هاي دچار الکل خيلي زودتر مي ميرند. استخوان هاي سرشان ضخيم تر و به مغز چسبندگي دارد ، درز اين استخوانها زود به هم مي پيوندند و کبدشان معيوب است. با تکرار اين آزمايش روي ميمون و گربه نيز به همان نتيجه رسيده اند.
طب الصادق صفحه 21 الي
24

باز گشت به صفحه اصلی وبگاه دانش بينش انديشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 19:12  توسط علی عبادی نسب - خوزستان - هندیجان  |