سپاسم بُـــوَد بهر پروردگار
که هم روحبخش است و هم کردگار
خداوند دریا و کوه و فَلک
خداوند إنــس و خــدای مَلـَک
همانکس که ما را زخاک آفرید
که از مهر و صُنعش بشر شد پدید
خدایی که عقل و خرد هم از اوست
که تنها نگهبان و دمساز اوست
خداوند نوح و کلیم و خلیل
خداوند عیسي و هم جـَبرئیل
خداوند احمد (ص) شه انبیا
نگین رسولان ارض و سما
پیام آور عشق و مهر و صفا
کلامش همه درس عدل و وفا
در اخلاق او از همه سرتر است
که در دانش او مهتر و برتر است
همان شاه عالم که روح الأمین
شـَوَد در فرافقش حزین و غمین
که « لولاک» در حق او گفته رب
درودش بگوییم هر روز و شب
مبارک بُوَد روز میلاد نور
چو نوری که تابید، بر کوه طور
خجسته بُوَد، زادروز ِ هُمام
که رویش بُوَد همچو ماه تمام
سزاوار تمجید پیغمبری است
که پرورده و جانشینش علیست
خجسته است میلاد ششّم امام
که او صادق و فاضل است و هُمام
که او مظهر صبر و فضل است و حلم
که داریم از او فقه وتدبیر و علم
خدایا به نور نبیّ و ولیّ
بگردان تو هر تیرگی مُنجلی
هویدا بگردان تو منجی ما
که زایل شود زنج و سختی ما
به سامان و نیکو شود کارمان
چو مهدی قائم(عج) بُوَد یارمان
عبادی نسب، شعر ،پاکیزه، گوی
چوآب زلالی که آید زِ جـــوی
مگو شعر جز مدح ِ آل ِرسول (ص)
که در نزد باری، بیفتد، قبول
سرافراز گردی و گردن فراز
چو در عشق ِاحمد شوی پاکباز