اگر بخواهيم فرزندي با اعتماد به نفس ، متعادل و به دور از عقده هاي رواني تربيت كنيم، نخستين امر آن است كه كودكمان، احساس كند كه ما، به عنوان پدر و مادرش،از ته دل دوستش داريم و براي اينكه اين احساس به او دست دهد بايد محبت و عشق خودمان را به او ابراز نماييم دوم اينكه كودك بايد در كنار ما، بيشتر از هر كس ديگر احساس امنيت و آرامش كند و ما را محرم اسرار و رازهاي خود بداند،نه اينكه از دست ما به ديگران پناه برده، آنها را به خودش نزديكتر از ما به حساب آورد. سوم اينكه ما بايد بيش از نصيحت و اندرزهاي گفتاري ، با رفتار خوب خود درس خوب بودن را به كودك ياد بدهيم نه اينكه خودمان رفتار بدي داشته باشيم و از كودكمان رفتار خوب و مؤدبانه انتظار داشته باشيم چهارم اينكه بايد به كودك اجازه بدهيم تا بچگي و بازي كند و رفتارهاي كودكانه داشته و سخنان بچگانه به زبان آورده و امور مختلفي را كه براي او خطرناك نيستند تجربه كند اما بايد او را زير نظر داشته باشيم كه خطري متوجه او نباشد و اين مواظبت نبايد به گونه اي باشد كه ، احساس كند ، آزادي عمل را از او گرفته ايم اگر اينگونه رفتار كنيم كودكي طبيعي و متعادل خواهيم داشت و به ندرت نيازمند تنبه بدني مي شويم و اگر كه ناگزير از تنبيه بدني باشيم اين تنبيه بايد خفيف و آرام باشد نه سخت و شديد و بعد از تنبيه بايد با مهرباني و نوازش اثر منفي تنبيه را خنثي كنيم به گونه ای که کودک احساس کند که این تنبیه ما ،از سر خیر خواهی و دلسوزی بوده است نه به علّت نفرت يا عدم مَحبّت ما نسبت به او صورت گرفته است .اما بايد توجه داشته باشيم كه تا آنجايي كه ممكن است بايد از تنبيه بدني يا آزردن كودك خود،خودداري نماييم.
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 23:59  توسط علی عبادی نسب - خوزستان - هندیجان
|
|