شيعه و سني درباره غدیر چه می گویند ؟

     در شرايطي كه دشمن با تمام توان و استفاده از ابزارهاي مختلف اختلاف قوميت ها و مليت ها ، بخصوص بين شيعه و سني را مد نظر قرار داده است بر همه صاحبنظران و متفكران مسلمان لازم است با بهره گيري از اصول و اعتقادات مشترك و محكم زمينه تفاهم ، وحدت و انسجام را بيشتر و عميق تر نموده و اميد دشمن را به ياس تبديل نمايند . بي ترديد يكي از فضاهايي كه دشمن با تمسك به آن در صدد القاء شبهه و ايجاد تفرقه در صفوف مسلمانان است موضوع ولايت و امامت است . در صورتي كه با اندك تتبعي در منابع ديني اين نتيجه به دست مي ايد كه از نظر مباني و اصولي اختلاف بين شيعه و سني در اين امر چندان جدي نيست . همچنانكه در فرازهاي ذيل مي ايد علماي اهل تسنن نيز در بسياري از عقايد شيعه با آنان هم نوا و هم گرا هستند . در اين مقاله سعي شده است گوشه هايي از اين همگرايي و وحدت افق بين منابع و علماي شيعه و سني در زمينه ولايت و امامت علي (ع) نشان داده شود .

                 از بستر ولادت تا رحلت نبي (ص)

 امام علي ابن ابي طالب (ع)، جامع صفات كماليه و دارنده امتيازات و ويژگي هاي منحصر به فردي است كه اين شخصيت والا را به روشني از ديگران متمايز مي سازد .اين اوصاف و فضايل به حدي برجسته است كه نه تنها شيعه كه علماي اهل سنت هم به آن معترف هستند و به همين جهت نتوانسته اند جايگاه نوراني و الهي آن حضرت در خلافت و جانشيني رسول الله (ص) را انكار نمايند .آنچه در پي مي ايد اشاره اي است هر چند گذرا به ديدگاه هاي اهل سنت در موضوع ولايت و خلافت امير المومنين علي (ع) كه البته با رويكرد غدير تقديم ميگردد .

شيعه و سني در اين نكته متفق القولند كه امام علي (ع) از همان بدو تولد عطر پيامبر اكرم (ص) را استشمام نموده و انس با آن بزرگوار را تجربه كرد .به تعبيري ديگر  همراهي و همگامي علي (ع) با رسول خدا (ص) از وقتي شكوفه زد كه قنداقه نازنين طفل ابوطالب در آغوش گرم محمد (ص) قرار گرفت و لبخند مليح و عاشقانه نوزاد فاطمه بنت اسد با  جان  محمد عجين شد . و مدتي بعد طفلي كه دوران خردسالي خويش را در كنار پيغمبر و در بستر پاكش گذرانده اكنون به سنين نوجواني رسيده و افتخار اين را دارد كه بعد از خديجه (س) اولين فردي باشد كه به نداي مراد و محبوبش كه اينك پيامبر خدا شده لبيك گفته و دل و جانش را با نواي ملكوتي" اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله" عطراگين سازد در تمام مراحل و فراز و نشيب ها پا به پاي رسول خدا بوده  و همو آخرين فردي باشد كه كنار بستر رسول الله با چشماني اشكبار پرواز ملكوتي نبي خاتم را شاهد باشد و كفن ، تجهيز ، تشييع و تدفين و استمرار حركت الهام بخش و انقلاب نبوي  آن برزگوار را به عهده گيرد .

 حديث دار

 در جريان" انذار" كه به حديث" دار " معروف است پيامبر بر اساس فرمان خداوند كه " وانذر عشيرتك الاقربين " چهل نفر از خويشان و بستگان خود از جمله عموهايش ابوطالب ، حمزه ، عباس و ابو لهب را در خانه ابو طالب گرد هم آورد و آنان را به پذيرش دين آسماني اسلام و همكاري در گسترش و نشر اين آيين انسان ساز دعوت نمود . اما در برابر اين درخواست همه از پيامبر روي بر تافتند جز علي كه عليرغم سن و سال كم بلند شد و ضمن قبول دعوت رسول خدا و ايمان به اسلام  چنين گفت : يا نبي الله ، اكون وزيرك عليه . اي رسول خدا ، من در اين امر به تو كمك خواهم كرد و همواره ياريگرت خواهم بود . پيامبر دستانش را بر شانه علي گذاشت و جمله اي را گفت كه سال ها بعد آن را در غدير تكرار نمود و آن جمله اين بود : ان هذا اخي و وصيي و خليفتي فيكم فاسمعوا له و اطيعوه . اين علي برادر ، وصي و جانشين من بين شماست . پس حرف هايش را بشنويد و از او اطاعت كنيد .

اين حديث علاوه بر كتب شيعه در منابع اهل سنت از جمله ، تاريخ الامم و الملوك ، نوشته طبري ، صفحه 217، كامل ابن اثير ، جزء دوم ، نقض العثمانيه تاليف امام ابو جعفر اسكافي معتزلي ، شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ، جلد سوم صفحه 263 ذكر شده و صحت آن مورد تاييد قرار گرفته است .

 حديث فضيلت

 در حديثي كه در آثار برزگان اهل سنت از جمله  امام احمدحنبل در جزء اول مسند( صفحه 330) و امام نسايي در خصائص العلويه( صفحه 6) و حاكم در مستدرك جزء 3( صفحه 123) و ذهبي در تلخيص و همچنين بسياري از منابع ديگر اهل سنت آمده فضايل زيادي در رابطه علي ابن ابي طالب (ع) ذكر شده است . مروري بر اين حديث كه راوي آن ابن عباس است اعتراف علماي اهل سنت بر مقام و جايگاه خاص به ويژه خلافت و ولايت آن حضرت به روشني نمايان است .

اين حديث فرازهاي متعددي دارد كه به برخي از آن اشاره مي گردد .

-در جريان جنگ خيبرپيامبر پرچم اسلام را در دست به اهتزاز دراورده و فرمود : كسي را به جنگ خواهم فرستاد كه خدا هرگز اورا خوار و رسوا نمي كند . خداو رسولش را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند .  همه منتظر بودند ببينند پيامبر كدام يك را انتخاب خواهد كرد . پيامير نگاهي به اصحاب كرده و سپس سوال كرد : علي كجاست ؟ علي جلو آمد ، رسول خدا پرچم را به دست علي داد و اورا رهسپار جنگ كرد . و علي رفت و حماسه خيبر را ايجاد كرد و برگشت .

- پيامبر (ص) ماموريت حساس قرائت سوره برائت بر اهل مكه را به علي سپرده و او را راهي مكه نمود – آيه تطهير در شان علي ، فاطمه ، حسن و حسين نازل شد و آنان افتخار اهل بيتي پيامبر را داشتند .

- در ليله المبيت ، علي جان خود را در طبق اخلاص نهاد و عليرغم خطر زيادي كه داشت در بستر پيامبر خوابيد .

- در جريان جنگ تبوك علي (ع) از اينكه پيامبر به او اجازه حضور نداده بود به گريه افتاد . رسول خدا يك بار ديگر موضوع جانشيني علي (ع) را مطرح كرده و به او فرمود : علي جان ، نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسي است . اكنون كه من به جنگ مي روم تو بايد در غياب من جانشين و خليفه من باشي .

-به دستور خداوند تمام در هاي منتهي به مسجد مدينه بسته شد مگر درب خانه علي(ع)

-پيامبر به علي فرمود : انت ولي كل مومن بعدي و كل مومنه ، علي جان تو پس از من مولاي هر مومن و مومنه هستي .

- رسول خدا (ص) فرمود : من كنت مولاه فان مولاه علي . هركس كه من مولاي اويم پس علي هم مولاي اوست .

 احاديث متواتر

 غير از آنچه اشاره شد صدها حديث ديگر از اهل سنت وجود دارد كه بر شايستگي علي (ع) به عنوان جانشين رسول الله (ص) دلالت دارد . بسياري از اين احاديث به حد تواتر نيز رسيده اند . به عنوان نمونه تعدادي از اين احاديث متواتر رااز منابع اهل سنت بيان مي كنيم :

در كتاب مسترك حاكم جزء3 صفحه 129از جابر نقل شده است : روزي پيامبر دست روي شانه علي گذاشت و سه بار با صداي بلند فرمود : هذا امام البرره ....اين علي امام و پيشواي نيكان است .و در بياني ديگر فرموده : انه سيد المسلمين و امام المتقين و قائد الغر المحجلين . علي پيشواي مسلمانان ، امام متقيان و قائد پيشاني سفيدان و نورانيان است .

در كتاب كتاب حليه الولياء  نيز حديثي بدين مضمون به چشم مي خورذ : پيامبر به علي ابن ابي طالب فرمود : مرحبا بسيد المسلمين و امام المتقين . آفرين به پيشوا و امام مسلمانان و پرهيز كاران.

ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه جزء 2 صفحه 449مي نويسد : پيامبر اسلام فرمود : خدا به من اين گونه توصيه كرده است ، علي پرچم هدايت ، امام دوستان ، نور اطاعت كنندگان من و كلمه اي است كه پرهيز كاران بايد بدان ملتزم و متعهد باشند .

سيوطي در جالمع الضغير صفحه 107 مي نويسد : پيامبر فرمود : انا مدينه العلم و علي بابها فمن اراد المدينه فليات من بابها . من شعر علمم و علي دروازه  آن شهر است ، هركس كه عزم ورود به شهر را دارد لاجرم بايد از دروازه بايد وارد گردد .

همچنين حاكم درجزء سوم صفحه 121و 124 مستدرك خود چنين مي آورد :

 رسول خدا فرمود : كسي كه مرا اطاعت كند خدا را اطاعت كرده و كسي كه فرمان من سرپيچي نمايد خدا را سر پيچي نموده است و كسي كه علي را اطاعت كند مرا اطاعت كرده و اگر از او روي برگرداند ازمن روي برگردانده است . و به همين مضمون حديث ديگري روايت شده كه پيامبر فرموده : اي علي ، هركس از من جدا شود از خدا جدا شده و كسي كه از تو جدا گردد از من جدا شده است .

در جزء 6كتاب كنز العمال و همچنين جزء مسند احمد نيز اين حديث به چشم مي خورد :

قال رسو الله (ص) : من اراد يحيي حياتي و يموت مماتي و يسكن جنه الخلد التي وعدني ربي فليتول علي ابن ابي طالب فانه لن يخرجكم من هدي و لن يدخلكم في ظلاله .

رسول خدا فرمود : هركس همخواهد زندگي و مرگش مانند من باشد پس دوستدار علي ابن ابي طالب باشد . چرا كه اين دوستي هرگز شما را از مسير هدايت خارج ننموده و هرگز با تمسك به آن گوراه نخواهيد شد .

و آخرين حديث را از كنز العمال جزء 3 صفحه 156 نفل مي كنيم :

پيامبر (ص) به عمار فرمود : اي عمار هرگاه ديدي علي (ع) راهي مي پيمايد و مردم راهي ديگر با علي باش و مردم را رها كن . او تو را به انحراف و پستي نمي كشاند و از مسير هدايت خارجت نخواهد ساخت .

 آيه ولايت

 يكي ديگر از ادله حقانيت علي (ع) و شايستگي آن برزگوار بر جانشيني رسول الله (ع) و امامت امت

شان نزول و مضمون آيات55و56 سوره مباركه مائده معروف به ايات ولايت است كه اتفاقا مورد تاييد بسياري از علماء سني نيز مي باشد .

انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا يقيمون الصلوه و يوتون الزكاه و هم راكعون ومن يتول الله و رسوله و الذين آمنوا فان حرب الله هم الغالبون .

همانا ولي شما خدا ، رسولش و كساني هستند كه ايمان آورده ، نماز را به پاي داشته ودر حال ركوع زكات مي پردازند . و كسي كه خدا ، رسول خدا و مومنين را به ولايت بگيرد ( عملي نيكو انجام داده ) . بي گمان حزب خدا پيروز است .

هيچ يك از مفسرين برجسته شيعه و سني ترديد ندارد كه اين آيه در شان علي (ع) نازل شده و منظور آن علي ابن ابي طالب است كه در حال ركوع نماز با دادن انگشتري خود به فقير رضاي خداوند و خشنودي پيامبر (ص) را به دست آورد  .

علماي بزرگ تسنن از جمله سنايي در كتاب صحيح خود به اين مطلب صحه گذاشته است .

 حديث غدير

آخرين نكته اي كه در اين مقاله به عنوان نقطه ديگر همبستگي شيعه و سني  به آن مي پردازيم حدیث غدير است . بر خلاف  تبليغات زيادي كه شده است  ، حديث غدير و موضوع ابلاغ امامت امير المومنين علي(ع) تنها در منابع شيعي ديده نمي شود. بلكه همچنان كه مرحوم علامه اميني در مجموعه نفيس الغدير بدان پرداخته اند كتاب ها و علماي بسياري از اهل سنت نيز اين واقعه را با جزئيات ذكر كرده و بر آن صحه گذاشته اند . حديث شريف غدير از جمله احاديث كاملا مورد اعتماد و از نظر سندي و سلسله روات خدشه ناپذير بوده و در زمره روايات متواتره قرار مي گيرد . بنابر اين هيچ راهي براي تشكيك و ترديد در اين حديث وجود ندارد . از جمله منابع اهل سنت كه اين واقعه را ذكر و بر آن صحه گذاشته اند به موارد زير اشاره مي شود :

صواعق ابن حجر ، مسترك حاكم ، تلخيص ذهبي ، مسند امام حنيل ، خصائص العلويه نسايي ، سنن ابن ماجه ، صحيح ترمذي ، صحيح نسائئ ، غايه المرام ، تاريخ الخلفاء سيوطي و....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۷ساعت 20:37  توسط علی عبادی نسب - خوزستان - هندیجان  |