مقدّمه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
الحمد للَّه ربّ العالمين، وصلّى اللَّه على النبىّ المصطفى وآلهالطاهرين، واللعنة على أعدائهم أعداء الدين.
آيا مىدانى كه چرا نماز ستون دين است؟ و حكمت اينكه اگرنماز مورد قبول حضرت حقّ واقع شود، ساير اعمال انسان همقبول مىشود و اگر نماز رد شود، ماسواى آن هم رد مىشود،چيست؟
رمز و راز مسأله دراين است كه نماز ذكر و ياد خدا و نيايش بهدرگاه اوست. تو در محراب نماز و در آن هنگام كه پروردگاررحمان و رحيم خود را مىخوانى، با او سخن مىگويى و در آنهنگام كه از قرآن مجيد در نماز قرائت مىكنى، سخن خدايت رافرا مىگيرى، يعنى انسان نماز گزار هم با خدا سخن مىگويد و همسخنان خدا را دريافت مىكند.
در فرداى قيامت كه در محضر خداوند حضور مىيابى، نمازتبه بهترين شكل و نيكوترين صورت در كنارت مىايستد تا تو راشفاعت كند.
به همين جهت بر تو لازم است كه اوقات نمازت را ميعادگاهملاقات و ديدار با پروردگار جهان قرار بدهى و براين باور باشىكه وقت نماز، وقت ديدار با خداوند است و لذا بر تو است كه درهنگام وضوء با طهارت گرفتن و پاكيزه ساختن، خود را از نظرروانى و روحى براى اين ملاقات آماده سازى و با اذان و اقامه بهاستقبال آن بروى و با تكبير گفتن در آغاز و افتتاح نماز، از شرّوسوسهگر خنّاس، به خداوند پناه ببرى. پس بر تو لازم است درآيات سوره حمد و هر سوره ديگرى كه بعداز حمد انتخاب مىكنى،چنان تدبّر و تأمّل نمائى گواينكه اين آيات را بطور مستقيم ازخداوند دريافت مىكنى و در هنگام ركوع و سجود با تقديسو تسبيح خداوند و زارى و تضرّع در پيشگاه او و در خواستحوايج خود از او، به او تقرّب بجويى و خود را به مقام ربوبى اونزديك سازى و در تشهّد هم به عبوديت او و رسالت حضرتمحمّدصلى الله عليه وآله اقرار نمايى. اگر با توفيق و كمك خداوند، خود را با نمازت منسجموهماهنگ سازى و با روح نماز دمساز شوى، زندگى تو دگرگونمىشود و توأم با صلاح و رستگارى، تكامل مىيابد و تو هر روزخود را بهتر از گذشته خواهى يافت.
اكنون اين رساله كوتاه كه در باب افعال و اعمال نماز در اختيارشما قرار دارد، پراست از آيات و روايات و احكامى كه دراين باباز قرآن و سنّت استنباط شده است. وقتى اين كتاب را مطالعهمىكنى، متون آيات و روايات را به نيكى مورد تأمّل قرار بده زيرااين متون، ابزار هدايت و سرچشمه نور و روشنايى است.
درست است احكام شرعىاى كه فقها بيان كردهاند، مسايلىاست كه تقيّد و التزام به آنها واجب ا ست زيرا فقها از "اهل ذكر"هستند و خداوند سبحان به انسانها دستور داده است كه مسايلخود را از آنها بپرسند.
)فَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُم لاَ تَعْلَمُونَ(1)).
يعنى: "اگر نمىدانيد از آگاهان و اهل ذكر بپرسيد."
امّا بايد قبول كرد كه متن آيات و روايات، مزايا و ويژگيهاىخاصّى دارد و مشتمل بر لطايف، ظرافتها و نكتههاى فراوانى استكه دل را زنده مىكند و مؤمن را به روح احكام شرعى نزديكمىگرداند.
از خداوند سبحان مىخواهيم كه اين رساله كوتاه و مختصر رااز ما بپذيرد و عمل به آن را مجزى قرار بدهد.
انّه ولىّ التوفيق
محمّدتقى المدرسى
13 ربيع الاوّل 1420ه. ق
اوّل - اذان و اقامه
حديث شريف:
1 - اسماعيل جعفى روايت مىكند كه امام باقرعليه السلام فرمود:
"الأذان والإقامة خمسة وثلاثون حرفاً، فعدّ ذلك بيده واحداً واحداً؛الأذان ثمانية عشر حرفاً، والإقامة سبعة عشر حرفاً"(2).
"اذان واقامه، سى وپنج حرف است(3). پس يكى يكى بادست مباركش آنها راشمرد، اذان، هجده حرف واقامه هفده حرف."
2 - ابوبكر حضرمى وكليب اسدى روايت مىكنند كه امام صادقعليه السلاماذان را براى آنان به ترتيب ذيل بيان فرمود:
"اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.
أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه.
أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ. أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ.
حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ. حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ.
حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ. حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ.
حَيَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ. حَيَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ.
اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.
لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ. لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ.
واقامه نيز مانند اذان است."(4)
3 - در حديث از امام باقرعليه السلام پيرامون شرح اذان واقامه آمده است كهبعد از ذكر اذان فرمود:
"والإقامة مثلها إلّا أنّ فيها: )قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ( بين)حَيَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ( وبين )اللَّهُ أَكْبَر("(5).
"اقامه مانند اذان است جز اينكه در اقامه بين )حَيَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ( و )اللَّهُأَكْبَر(، بايد )قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ( را نيز افزود."
4 - فضل بن شاذان درباره حكمت اذان از امام رضاعليه السلام روايتمىكند كه فرمود:
"إنّما اُمر الناس بالأذان لعلل كثيرة منها: أن يكون تذكيراً للساهي،وتنبيهاً للغافل، وتعريفاً لمن جهل الوقت واشتغل عنه، ويكون المؤذّنبذلك داعياً إلى عبادة الخالق، ومرغّباً فيها، مقرّاً له بالتوحيد، مجاهراًبالإيمان، معلناً بالإسلام، مؤذناً لمن ينساها، وإنّما يقال له )مؤذّن(لأنّه يُوذن بالأذان بالصلاة.
وإنّما بدأ فيه بالتكبير وختم بالتهليل لأنّ اللَّه عزّ وجلّ أراد أن يكونالابتداء بذكره واسمه، واسم اللَّه في التكبير في أوّل الحرف، وفي التهليلفي آخره.
وإنّما جعل مثنى مثنى ليكون تكراراً في آذان المستمعين، مؤكّداً عليهم إنسها أحد عن الأوّل لم يسه الثاني، ولأنّ الصلاة ركعتان فلذلك جعل الأذانمثنى مثنى.
وجعل التكبير في أوّل الأذان أربعاً، لأنّ أوّل الأذان إنّما يبدو غفلة، وليسقبله كلام ينبِّه المستمع له، فجعل الأوّل تنبيهاً للمستمعين لما بعده في الأذان.وجُعل بعد التكبير الشهادتان؛ لأنّ أوّل الإيمان هو التوحيد والإقرار للَّهبالوحدانيّة؛ والثاني الإقرار للرسول بالرسالة وإنّ طاعتهما ومعرفتهمامقرونتان، ولأنّ أصل الإيمان إنّما هو الشهادتان، فجعل شهادتينشهادتين، كما جعل في سائر الحقوق شاهدان، فإذا أقرّ العبد للَّه عزّ وجلّبالوحدانيّة، وأقرّ للرسولصلى الله عليه وآله بالرسالة، فقد أقرّ بجملة الإيمان، لأنّ أصلالإيمان إنّما هو الإقرار باللَّه وبرسوله.
وإنّما جعل بعد الشهادتين الدعاء إلى الصلاة لأنّ الأذان إنّما وضعلموضع الصلاة، وإنّما هو نداء إلى الصلاة في وسط الأذان، ودعاء إلىالفلاح وإلى خير العمل، وجعل ختم الكلام باسمه كما فتح باسمه"(6).
"اينكه مردم به اذان دستور داده شدهاند، علل وحكمتهاى زيادى دارد، از آنجمله اينكه: يادآورى براى فراموش كاران وبيدارى براى غافلان باشد وكسانى را كهوقت نماز را نمىدانند يا مشغول كار ديگرى شدهاند، باوقت نماز آشنا گرداند.مؤذن با اذان خود مردم را به عبادت آفريدگار فرامىخواند وآنان را به پرستشخداوند تشويق مىكند وبا اقرار به توحيد، ايمان واسلام خود را آشكار واعلانمىنمايد وبراى فراموش كاران، فرارسيدن وقت نماز را اعلام مىدارد. مؤذن كه بهاين نام، ناميده شده است بدين جهت است كه او با اذان خود، نماز را اعلام مىكند.
اينكه اذان با تكبير )اللَّهُ أَكْبَر( آغاز وبا تهليل )لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ( ختم مىشود،بدين جهت است كه خداوند عزّ وجلّ خواسته است كه آغاز وانجام، بانام وياد اوباشد واسم خدا در تكبير، در اول فصل ودر تهليل، درآخر فصل است.
اينكه هر فصل از اذان، دوبار قرار داده شده بدين جهت است كه در گوششنوندگان تكرار شود وتأكيد به عمل آيد تا اگر كسى از بار اول غفلت كرد، از باردوم غفلت نورزد وديگر اينكه نماز، دو ركعت، دو ركعت است ولذا فصول اذانهم دوبار، دوبار قرار داده شده است.
تكبير در اول اذان چهار بار قرار داده شده وعلّتش اين است كه اذان به طورناگهانى آغاز مىشود وقبل از آن، كلامى نيست كه شنونده را آگاه ومتنبه گرداند.پس بار اول تكبير، شنوندگان را براى شنيدن فصلهاى بعدى آماده مىسازد.
بعد از تكبير، شهادتين قرار داده شده زيرا اولين مرحله ايمان، توحيد واقراربه وحدانيت خداوند ودومين مرحله آن اقرار به رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله است واطاعتاز خدا وپيامبرصلى الله عليه وآله وشناخت آن دو، مقرون به همديگر است وچون اصلايمان، شهادتين است، شهادتين هم هركدام دوبار قرار داده شده، چنانكه در سايرحقوق نيز دوشاهد در نظر گرفته شده است. پس هنگاميكه بنده به وحدانيتخداوند ورسالت پيامبر او اعتراف كرد، به همه ايمان اقرار كرده است چون اصلواساس ايمان، اقرار به خدا وپيامبرش است.
بعد از شهادتين هم فراخوانى به نماز قرار داده شده است، زيرا اصل تشريع اذانبراى نماز است ووسط اذان هم براى دعوت به نماز ودعوت به رستگارى وانجامبهترين عمل در نظر گرفته شده است وختم سخن )اذان( هم با اسم خداوند استهمانسان كه ابتداى آن با اسم خداوند بود."
تفصيل احكام:
1 - روايات معتبر درباره تعداد فصلهاى اذان واقامه، اختلاف دارداما مشهور بين فقها ازنظر فتوا وبين مؤمنان در عمل، اين است كه اذاناز هجده فصل، فراهم مىآيد كه عبارتند از:
4 - 1: اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.
6 - 5: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه.
8 - 7: أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ. أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ.
10 - 9: حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ. حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ.
12 - 11: حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ. حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ.
14 - 13: حَيَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ. حَيَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ.
16 - 15: اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.
18 - 17: لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ. لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ.
واقامه هم از هفده فصل تشكيل شده كه عبارتند از:
2 - 1: اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.
4 - 3: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه.
6 - 5: أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ. أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ.
8 - 7: حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ. حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ.
10 - 9: حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ. حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ.
12 - 11: حَيَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ. حَيَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ.
14 - 13: قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ
16 - 15: اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.
17: لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ.
أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِىُّ اللَّه"، چنانكه فقها گفتهاند، جزء اذان واقامه نيست ولىمكمّل شهادت به رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله مىباشد وامروز از شعارهاى ويژهشيعيان محسوب مىشود، پس بهتر است كه به قصد رجاء(7) مطلوبيت،انجام شود.
3 - اگر مؤذن، "حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ" و"حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ" را به منظور گردآمدن مؤمنين وترغيب آنان براى اقامه نماز، بيش از دوبار تكرار كنداشكال ندارد ولى آن تعداد زائد از دوبار، جزء اذان محسوب نمىشود.
4 - براى مسافر جايز است كه هر فصلى از فصول اذان واقامه را تنهايك بار بگويد اما براى كسى كه عجله دارد، تنها در اذان جايز است كههرفصل را يك بار بگويد ولى در اقامه مشكل است مگر اينكه آنرا به"قصد رجاء" بجا آورد.
احكام اذان واقامه
حديث شريف:
1 - امام باقرعليه السلام فرمود:
"لمّا اُسري برسول اللَّهصلى الله عليه وآله إلى السماء، فبلغ البيت المعمور وحضرتالصلاة، فأذّن جبرئيل وأقام، فتقدّم رسول اللَّه وصفَّ الملائكة والنبيّونخلف محمّدصلى الله عليه وآله"(8).
"چون رسول خداصلى الله عليه وآله در معراج، شبانه به آسمان برده شد وبه بيت المعموررسيد ووقت نماز فرارسيد، جبرئيل اذان واقامه گفت. سپس پيامبر خداصلى الله عليه وآلهجلو ايستاد وفرشتگان وپيامبران، پشت سر آن حضرت، براى نماز صفبستند."
2 - رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود:
"من أذّن في مصر من أمصار المسلمين سنة، وجبت له الجنّة"(9).
"كسى كه در شهرى از شهرهاى مسلمانان، يك سال اذان بگويد، بهشت براىاو واجب مىشود."
3 - روايت شده است:
"إنّ الملائكة إذا سمعت الأذان من أهل الأرض قالت: هذه أصوات اُمّةمحمّدصلى الله عليه وآله بتوحيد اللَّه تعالى فيستغفرون اللَّه لاُمّة محمّدصلى الله عليه وآله حتّى يفرغوا منتلك الصلاة"(10).
"هنگاميكه فرشتگان صداى اذان اهل زمين را مىشنوند، مىگويند: اينصداهاى امت محمدصلى الله عليه وآله براى وحدانيت خداوند است. پس از خداوند براى امتمحمدصلى الله عليه وآله استغفار مىجويند تا از آن نماز فارغ شوند."
4 - امام صادقعليه السلام فرمود:
"إذا أذّنت وأقمت صلّى خلفك صفّان من الملائكة، وإذا أقمت صلّى خلفكصفّ من الملائكة"(11).
"وقتى اذان واقامه گفتى، دوصف از فرشتگان، پشت سر تو نماز مىگزارندواگر تنها اقامه گفتى، يك صف از فرشتگان پشت سر تونماز مىخوانند."
5 - امام صادقعليه السلام فرمود:
"لا تدع الأذان في الصلوات كلّها، فإن تركته فلا تتركه في المغرب والفجرفإنّه ليس فيهما تقصير"(12).
"در همه نمازها اذان را ترك نكن واگر ترك كردى، در نماز مغرب ونماز صبحترك نكن زيرا در اين دونماز، تقصير وكاستى نيست."
6 - امام صادقعليه السلام فرمود:
"المولود إذا ولد، يؤذّن في اُذنه اليمنى، ويقام في اليسرى"(13).
"وقتى نوزاد متولد شود، درگوش راست او اذان ودر گوش چپ او اقامه گفتهشود."
7 - امام باقرعليه السلام فرمود:
"إذا نسيت صلاة أو صلّيتها بغير وضوء وكان عليك قضاء صلوات فابدأبأوّلهنّ فأذّن لها وأقم ثمّ صلّها، ثمّ صلِّ ما بعدها بإقامة إقامة لكلّصلاة"(14).
"اگر نمازى رافراموش كردهاى يابدون وضو خواندهاى وقضاى چند نماز برتوباشد، پس در قضاى نماز اول هم اذان بگو وهم اقامه، اما درقضاى نمازهاى بعدى،براى هرنمازى تنها اقامه بگو."
8 - امام صادقعليه السلام فرمود:
"السنّة في الأذان يوم عرفة أن يؤذّن ويقيم للظهر ثمّ يصلّي، ثمّ يقومفيقيم للعصر بغير أذان، وكذلك في المغرب والعشاء بمزدلفة"(15).
"سنّت پيامبر اين است كه درروز عرفه براى نماز ظهر، اذان واقامه بگويدسپس براى نماز عصر بايستد وبراى آن اقامه بگويد وبدون اذان بجا آورد ودر نمازمغرب وعشا در مشعر نيز چنين كند."
9 - امام باقرعليه السلام فرمود:
"إنّ رسول اللَّه جمع بين الظهر والعصر بأذان وإقامتين، وجمع بينالمغرب والعشاء بأذان واحد وإقامتين"(16).
"پيامبر خداصلى الله عليه وآله بين نماز ظهر وعصر بايك اذان ودو اقامه جمع فرمودوهمچنين بين مغرب وعشاء نيز بايك اذان ودو اقامه جمع نمود."حديث شريف:
1 - امام باقرعليه السلام فرمود:
"لمّا اُسري برسول اللَّهصلى الله عليه وآله إلى السماء، فبلغ البيت المعمور وحضرتالصلاة، فأذّن جبرئيل وأقام، فتقدّم رسول اللَّه وصفَّ الملائكة والنبيّونخلف محمّدصلى الله عليه وآله"(8).
"چون رسول خداصلى الله عليه وآله در معراج، شبانه به آسمان برده شد وبه بيت المعموررسيد ووقت نماز فرارسيد، جبرئيل اذان واقامه گفت. سپس پيامبر خداصلى الله عليه وآلهجلو ايستاد وفرشتگان وپيامبران، پشت سر آن حضرت، براى نماز صفبستند."
2 - رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود:
"من أذّن في مصر من أمصار المسلمين سنة، وجبت له الجنّة"(9).
"كسى كه در شهرى از شهرهاى مسلمانان، يك سال اذان بگويد، بهشت براىاو واجب مىشود."
3 - روايت شده است:
"إنّ الملائكة إذا سمعت الأذان من أهل الأرض قالت: هذه أصوات اُمّةمحمّدصلى الله عليه وآله بتوحيد اللَّه تعالى فيستغفرون اللَّه لاُمّة محمّدصلى الله عليه وآله حتّى يفرغوا منتلك الصلاة"(10).
"هنگاميكه فرشتگان صداى اذان اهل زمين را مىشنوند، مىگويند: اينصداهاى امت محمدصلى الله عليه وآله براى وحدانيت خداوند است. پس از خداوند براى امتمحمدصلى الله عليه وآله استغفار مىجويند تا از آن نماز فارغ شوند."
4 - امام صادقعليه السلام فرمود:
"إذا أذّنت وأقمت صلّى خلفك صفّان من الملائكة، وإذا أقمت صلّى خلفكصفّ من الملائكة"(11).
"وقتى اذان واقامه گفتى، دوصف از فرشتگان، پشت سر تو نماز مىگزارندواگر تنها اقامه گفتى، يك صف از فرشتگان پشت سر تونماز مىخوانند."
5 - امام صادقعليه السلام فرمود:
"لا تدع الأذان في الصلوات كلّها، فإن تركته فلا تتركه في المغرب والفجرفإنّه ليس فيهما تقصير"(12).
"در همه نمازها اذان را ترك نكن واگر ترك كردى، در نماز مغرب ونماز صبحترك نكن زيرا در اين دونماز، تقصير وكاستى نيست."
6 - امام صادقعليه السلام فرمود:
"المولود إذا ولد، يؤذّن في اُذنه اليمنى، ويقام في اليسرى"(13).
"وقتى نوزاد متولد شود، درگوش راست او اذان ودر گوش چپ او اقامه گفتهشود."
7 - امام باقرعليه السلام فرمود:
"إذا نسيت صلاة أو صلّيتها بغير وضوء وكان عليك قضاء صلوات فابدأبأوّلهنّ فأذّن لها وأقم ثمّ صلّها، ثمّ صلِّ ما بعدها بإقامة إقامة لكلّصلاة"(14).
"اگر نمازى رافراموش كردهاى يابدون وضو خواندهاى وقضاى چند نماز برتوباشد، پس در قضاى نماز اول هم اذان بگو وهم اقامه، اما درقضاى نمازهاى بعدى،براى هرنمازى تنها اقامه بگو."
8 - امام صادقعليه السلام فرمود:
"السنّة في الأذان يوم عرفة أن يؤذّن ويقيم للظهر ثمّ يصلّي، ثمّ يقومفيقيم للعصر بغير أذان، وكذلك في المغرب والعشاء بمزدلفة"(15).
"سنّت پيامبر اين است كه درروز عرفه براى نماز ظهر، اذان واقامه بگويدسپس براى نماز عصر بايستد وبراى آن اقامه بگويد وبدون اذان بجا آورد ودر نمازمغرب وعشا در مشعر نيز چنين كند."
9 - امام باقرعليه السلام فرمود:
"إنّ رسول اللَّه جمع بين الظهر والعصر بأذان وإقامتين، وجمع بينالمغرب والعشاء بأذان واحد وإقامتين"(16).
"پيامبر خداصلى الله عليه وآله بين نماز ظهر وعصر بايك اذان ودو
10 - ابوبصير از امام صادقعليه السلام پرسيد درباره مردى كه وارد مسجدمىشود ومىبيند مردم نماز خواندهاند آيا او اذان واقامه بگويد؟امام فرمود:
"إن كان دخل ولم يتفرّق الصفّ صلّى بأذانهم وإقامتهم، وإن كان تفرّقالصفّ أذّن وأقام"(17).
"اگر او وارد شده وهنوز صف نماز گزاران بهم نخورده ومردم متفرق نشدهاند،بااذان اقامه آنان نماز بگزارد واذان واقامه جديد لازم نيست، اما اگر صفوف آنانمتفرق شده باشد، اذان واقامه بگويد."
11 - عمرو بن خالد مىگويد:
"كنّا مع أبي جعفرعليه السلام فسمع إقامة جارٍ له بالصلاة، فقال: قوموا،فقمنا فصلّينا معه بغير أذان وإقامة ثمّ قال: ويجزيكم أذان جارٍ لكم"(18).
"ما همراه امام باقرعليه السلام بوديم وايشان اقامه همسايه خود را براى نمازشنيدند، پس فرمودند: بايستيد، پس ايستاديم وبدون اذان واقامه نماز گزارديم،پس حضرت فرمود: اذان همسايه شما براى نماز شما هم كفايت مىكند."
12 - از امام صادقعليه السلام سؤال شد كه: آيا اذان از غير عارف )مؤمن(صحيح وجائز است؟ امامعليه السلام فرمود:
"لا يستقيم الأذان ولا يجوز أن يؤذّن به إلّا رجل مسلم عارف، فإن علمالأذان وأذّن به ولم يكن عارفاً لم يجز أذانه ولا إقامته، ولا يُقتدى به..."(19).
"اذان او صحيح نيست. اذان گفتن صحيح نيست مگر براى مرد مسلمان عارفومؤمن، پس اگر كسى اذان را بداند واذان بگويد ولى مؤمن نباشد، اذان واقامه اوكافى نيست ودر نماز به او اقتدا نمىشود."
13 - امام صادقعليه السلام از پدرش روايت مىكند كه امام علىعليه السلاممىفرمود:
"لا بأس أن يؤذّن الغلام قبل أن يحتلم"(20).
"ولا بأس بأن يؤذّن المؤذّن وهو جنب، ولا يقيم حتّى يغتسل"(21).
"اشكال ندارد كه كودك قبل از آنكه به بلوغ برسد، اذان بگويد."
"همچنين اشكال ندارد كه شخص جنب اذان بگويد ولى تاغسل نكند نمىتوانداقامه بگويد."
14 - از امام موسى بن جعفرعليه السلام سؤال شد درباره كسى كه بدونوضوء اذان يااقامه بگويد آيا كفايت مىكند؟ امامعليه السلام فرمود:
"أمّا الأذان فلا بأس، وأمّا الإقامة فلا يقيم إلّا على وضوء".
"اما اذان اشكال ندارد ولى اقامه بدون وضوء صحيح نيست."
قيل له: فإن أقام وهو على غير وضوء أيصلّي بإقامته؟ قال: "لا"(22).
گفته شد: اگر بدون وضوء اقامه گفت آيا مىتواند با آن اقامه نماز بخواند؟فرمود: "نه."
15 - امام باقرعليه السلام در حديثى فرمود:
"تابع بين الوضوء -إلى أن قال-: وكذلك في الأذان والإقامة، فابدأبالأوّل فالأوّل، فإن قلت حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ قبل الشهادتين، تشهّدت ثمّ قلت:حيَّ علَى الصَّلَاة"(23).
"بين اعمال وضو ترتيب وموالات را مراعات كن، تا اينكه فرمود: همچنين دراذان واقامه، فصول اذان واقامه را به ترتيب بخوان، پس اگر )حَيَّ عَلَى الصَّلَاة( راقبل از )شهادتين( خواندى، دوباره شهادتين وبعد )حَيَّ عَلَى الصَّلَاة( را بگو."
تفصيل احكام:
1 - براى آگاه ساختن مؤمنين از فرارسيدن اوقات نمازهاى واجبيوميه وتشويق آنان براى مبادرت به انجام نماز در اول وقت، اذان گفتنمستحب است واين اذان، "اذان اعلام" ناميده مىشود واختصاص بهاول وقت دارد.
2 - همچنين مستحب مؤكّد است كه نماز گزار براى نماز خود اذانواقامه بگويد، بلكه احوط آن است كه در غير سفر وعجله نداشتن،مردان اقامه را ترك نكنند. آنچه گفته شد در صورتى است كه بطورفرادا يعنى به تنهايى نماز بخواند، اما اگر با جماعت نماز بخواند،به اذان واقامه جماعت، اكتفا مىشود. اذان واقامه نماز، به اول وقتاختصاص ندارد بلكه نماز گزار قبل از اداى نماز بدون فاصله، اذانواقامه مىگويد هرچند نماز را از اول وقت به تأخير انداخته باشد.
در تأكيد استحباب اذان واقامه، بين مرد وزن وبين سفر وحضر فرقىوجود ندارد.
3 - اذان واقامه تنها در نمازهاى يوميه گفته مىشود چه به صورتادا باشد يا قضا اما ساير نمازهاى واجب اذان واقامه ندارد. در نمازعيدين مستحب است كه قبل از نماز سه بار "الصلاة" گفته شود ودرغير عيدين نيز به قصد رجا، سه بار "الصلاة" بگويد.
4 - مستحب است در روزى كه نوزاد متولد مىشود، درگوشراست او اذان ودر گوش چپ او اقامه گفته شود.
5 - كسى كه بخواهد مجموعهاى از نمازهاى فوت شده را، يكمرتبه وپشت سرهم قضا كند، براى نماز اول اذان واقامه بگويد اما براىنمازهاى بعدى، تنها اقامه را تكرار كند.
6 - استحباب اذان در موارد زير ساقط مىشود:
اول - اذان نماز عصر در روز جمعه در صورتيكه با نماز جمعهيا نماز ظهر يكجا گزارده شود.
دوم - اذان نماز عصر در روز عرفه در صورتيكه با ظهر يكجا گزاردهشود.
سوم - اذان نماز عشا در شب مشعر در صورتيكه بامغرب يكجاگزارده شود.
چهارم - در صورت جمع بين ظهر وعصر وبين مغرب وعشا بايكوضوء وبدون فاصله قابل توجه عرفى. دراين حالت اذان از نماز عصروعشا ساقط مىشود. البته تلاوت دعاهاى كوتاه وتسبيحات حضرتزهرا بين دونماز، ضررى به جمع بين دونماز ندارد. اين حكم،زن مستحاضهاى را كه براو جمع بين ظهر وعصر وجمع بين مغربوعشا واجب است نيز شامل مىشود.
7 - اذان واقامه، در موارد زير هردو ساقط مىشود:
الف - براى كسى كه به نماز جماعت مىپيوندد، اذان واقامه جماعتكفايت مىكند، چه خود، اذان واقامه را شنيده باشد يانشنيده باشد، يادرهنگام اذان واقامه حاضر باشد يا نباشد.
ب - كسى كه در مسجد بطور منفرد نماز مىخواند، به اذان واقامهجماعت اكتفا مىكند در صورتيكه قبل از متفرق شدن صفوفجماعت، به نماز شروع كرده باشد.
ج - اگر اذان واقامه ديگرى را بطور كامل بشنود يا اذان و اقامهديگرى را به قصد اذان واقامه وبدون تغيير عبارات آن، بازگو كند،كفايت مىكند.
8 - در صحت اذان واقامه ومترتب شدن ثواب بر انجام آن دو،شرايط ذيل لازم است:
اوّل - نيت، يعنى هدف شخص از اذان واقامه، تقرب به خدا وامتثالاوامر او باشد. البته اين شرط در اذان نماز است اما در اذان اِعلام، قصدقربت شرط نيست.
دوم - عقل وايمان؛ يعنى اذان واقامه از شخص ديوانه وغير مؤمنصحيح نيست. پس در جماعت به اذان واقامه آن دو نمىتوان اكتفا كردوهمچنين اگر اذان واقامه ديوانه يا غير مؤمن را بشنود، نمىتواند به آناكتفا كند. اما بلوغ شرط نيست وبه اذان كودك مميز هم مىتوان اكتفاكرد.
سوم - ترتيب؛ يعنى اول بايد اذان وبعد اقامه بگويد وهمچنينفصلها و جملات اذان واقامه را به ترتيبى كه قبلا ذكر شد بخواند.
چهارم - موالات بين اذان واقامه وبين فصلهاى آن دو وبين اذانواقامه ونماز، يعنى فاصله زيادى بين آنها واقع نشود، مرجع تشخيصتحقق فاصله وعدم فاصله، عرف است.
پنجم - خواندن اذان واقامه به زبان عربى وبه صورت صحيح؛ يعنىترجمه اذان واقامه ياتلفظ غلط آنها كفايت نمىكند.
ششم - بعد از فرا رسيدن وقت نماز، اذان واقامه بگويد.
هفتم - در اقامه، طهارت شرعى )وضو يا غسل( داشته باشد امّا دراذان، طهارت شرط نيست ولى اگر اقامه را بدون طهارت به قصد رجابجا آورد، جايز است.
هشتم - احوط اين است كه در اقامه، طهارت وقيام ترك نشود، اماروبه قبله بودن واستقرار داشتن )آرام بودن بدن( بهتر آن است كه تركنشود ولذا اگر كسى بخواهد بدون طهارت يانشسته اقامه بگويد، بايدبه قصد رجا بجاآورد )نه قصد استحباب قطعى(.
آداب اذان واقامه
حديث شريف:
سخن گفتن در اذان واقامه:
1 - امام صادقعليه السلام مىفرمايد:
"لا تتكلّم إذا أقمت الصلاة فإنّك إذا تكلّمت أعدت الإقامة"(24).
"وقتى براى نماز اقامه گفتى، سخن ديگر نگو زيرا اگر سخن گفتى، اقامه رابايد اعاده نمايى."
2 - به امامعليه السلام گفته شد:
"أيتكلّم الرجل في الأذان؟ قال: "لا بأس". قيل: في الإقامة؟قال: "لا"(25).
آيا مرد )شخص( مىتواند در اذان سخن بگويد؟ فرمود: "اشكال ندارد."گفته شد: دراقامه چطور؟ فرمود: "نه."
ايجاد فاصله بين اذان واقامه
3 - امام صادقعليه السلام فرمود:
"إذا قمت إلى صلاة فريضة فأذّن وأقم، وافصل بين الأذان والإقامةبقعود أو بكلام أو بتسبيح"(26).
"وقتى براى اداى نماز واجب ايستادى، اذان واقامه بگو وبين اذان واقامه با يكنشستن يا سخن گفتن يا تسبيح گفتن فاصله بينداز."
4 - اميرالمؤمنينعليه السلام به اصحاب خود مىفرمود:
"مَن سجد بين الأذان والإقامة فقال في سجوده: سَجَدْتُ لَكَ خَاضِعاًخَاشِعاً ذَلِيلاً، يقول اللَّه: ملائكتي، وعزّتي وجلالي لأجعلنّ محبّته في قلوبعبادي المؤمنين، وهيبته في قلوب المنافقين"(27).
"كسى كه بين اذان واقامه سجده كند ودر سجده خود بگويد: )سَجَدْتُ لَكَخَاضِعاً خَاشِعاً ذَلِيلاً(، خداوند مىگويد: فرشتگان من! قسم به عزت وجلالم كهمن در دلهاى بندگان مؤمن، محبت او را ودر قلوب منافقان، ترس وهيبت او راقرار خواهم داد."
ايستادن در اقامه
5 - محمّد بن مسلم مىگويد: به امام صادقعليه السلام عرض كردم: مرد)شخص( درحال نشسته اذان مىگويد؟ فرمود:
"نعم، ولا يقيم إلّا وهو قائم"(28).
"بله اشكال ندارد ولى اقامه نگويد مگر اينكه ايستاده باشد."
بر زن لازم نيست
6 - امام صادقعليه السلام فرمود:
"ليس على المرأة أذان ولا إقامة إذا سمعت أذان القبيلة، وتكفيهاالشهادتان، ولكن إن أذّنت وأقامت فهو أفضل"(29).
"زن اگر اذان قبيله را بشنود، اذان واقامه براو نيست وگفتن شهادتين براى اوكفايت مىكند ولى اگر اذان واقامه بگويد بهتر است."
اذان را با صداى بلند بگو واقامه را تند بخوان
7 - معاوية بن وهب مىگويد:
سألت أبا عبداللَّهعليه السلام عن الأذان، فقال: "اجهر به وارفع به صوتك،وإذا أقمت فدون ذلك"(30)، ثمّ قال: "لا، تنتظر بأذانك وإقامتك إلّا دخول وقتالصلاة، واحدر إقامتك حدراً"(31).
از امام صادقعليه السلام درباره اذان پرسيدم، فرمود: "اذان را با صداى بلند بگو امادر اقامه صداى خود را پائينتر كن." سپس فرمود: "براى اذان واقامه خود منتظرهيچ چيز، جز فرارسيدن وقت نماز، مباش واقامه را تند وسريع بخوان."
8 - امامعليه السلام فرمود:
"الأذان ترتيل، والإقامة حدر"(32).
"اذان را باترتيل بايد گفت اما اقامه را بايد سريع خواند."
به پيامبرصلى الله عليه وآله صلوات بفرست:
9 - امام باقرعليه السلام فرمود:
"إذا أذّنت فافصح بالألف والهاء"(33)، "وصلِّ على النبيّصلى الله عليه وآله كلّما ذكرتهأو ذكره ذاكر عندك في أذان أو غيره"(34).
"وقتى اذان گفتى، الف وهاى )اللَّه( را اظهار وآشكار كن." "وهنگاميكه نامپيامبر را بردى ياكسى ديگر در اذان ياغير اذان اسم آن حضرت را برد، براو درود)صلوات( بفرست."
دعا در هنگام اذان
10 - امام صادقعليه السلام فرمود:
"مَن قال حين يسمع أذان الصبح: اللَّهُمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ بِإِقْبَالِ نَهارِكَ، وَإِدْبارِلَيْلِكَ، وَحُضُورِ صَلَوَاتِكَ وَأَصْوَاتِ دُعائِكَ أَنْ تَتُوبَ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَوَّابُ الرَّحِيمِ،وقال ذلك حين يسمع أذان المغرب ثمّ مات من يومه أو ليلته مات تائباً"(35).
"كسى كه اذان صبح را بشنود وبگويد: اللَّهُمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ بِإِقْبَالِ نَهارِكَ، وَإِدْبارِلَيْلِكَ، وَحُضُورِ صَلَوَاتِكَ وَأَصْوَاتِ دُعائِكَ أَنْ تَتُوبَ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَوَّابُ الرَّحِيمِ،ودر هنگام شنيدن اذان مغرب نيز مانند آنرا بگويد، پس در همان روز ياشببميرد، توبه كرده مرده است."
بازگويى اذان
11 - امام باقرعليه السلام فرمود:
"كان رسول اللَّهصلى الله عليه وآله إذا سمع المؤذّن يؤذّن قال مثل ما يقول في كلّشيء"(36).
"پيامبر خداصلى الله عليه وآله وقتى اذان مؤذن را مىشنيد، در هرجمله وفصل اذان آنچه رامؤذن مىگفت، اوهم مانند آنرا تكرار مىكرد."
12 - نيز روايت شده است:
"مَن سمع الأذان فقال كما يقول المؤذّن زيد في رزقه"(37).
"كسى كه اذان را بشنود وبگويد آنچه را مؤذن مىگويد، در روزى او افزونمىشود."
روبه قبله كن
13 - از امام صادقعليه السلام سؤال شد:
يؤذّن الرجل وهو على غير القبلة؟ فقال: "إذا كان التشهّد مستقبل القبلةفلا بأس"(38).
شخصى اذان مىگويد وروبه قبله نيست؟ فرمود: "اگر روبه قبله )شهادت( راگفته باشد اشكال ندارد."
تفصيل احكام:
براى كامل شدن ثواب وامتثال درست اوامر خداوند، مراعات امورذيل در اذان واقامه مستحب است:
1 - توجه ورو كردن به قبله در حين اذان واقامه.
2 - در حال قيام باشد.
3 - طهارت داشتن در اذان، اما در اقامه، طهارت شرط صحت آناست مگر اينكه اقامه را به قصد رجا بجا آورد.
4 - سخن نگفتن در حين اذان و اقامه مخصوصاً بين اقامه ونماز.
5 - استقرار وآرامش بدن در حال اقامه گفتن.
6 - ظاهر كردن الف وهاى كلمه "اللَّه" درهر فصلى از اذان كهمشتمل برآن مىباشد، امّا اقامه را بايد با سرعت وپشت سرهم بجاآورد.
7 - گذاشتن انگشت در گوشها در حال اذان.
8 - كشيدن وبلند كردن صدا در اذان وپايين كردن صدا در اقامه بهدرجهاى كمتر از اذان.
9 - فاصله انداختن بين اذان واقامه. روايات مىگويد: اين فاصلهممكن است با دوركعت نماز، ياسجده يا تسبيح، يانشستن ياسخنگفتن بين اذان واقامه انجام شود. ودر نماز مغرب حتى يك تنفسكفايت مىكند. در نماز صبح، سخن گفتن بين اذان واقامه كراهت دارد.برخى از فقها مىگويند: يك گام برداشتن هم در ايجاد فاصله كفايتمىكند واز باب تسامح )در ادله سنن( اشكال ندارد.
11 - براى كسى كه اذان - اذان اِعلام يا اذان نماز - يا اقامه رامىشنود، مستحب است هر فصلى را كه مىشنود بازگو وتكرار كندولى وقتى كه در اقامه "قد قامت الصلاة" را مىشنود بگويد:"لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ".
12 - مستحب است كسى كه براى "اذان اِعلام" تعيين مىگردد،عادل باشد، صداى بلند داشته باشد، بينا باشد، از اوقات نماز، درستآگاهى داشته باشد واينكه در بلندى مانند مناره اذان بگويد، ياازبلندگوهاى امروزى استفاده کند یا اینکه بر جایی بلند رود و صدایش را بلند کند